فرهنگ آریان‌پور

تموج

#۶۰٬۹۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

undulation

تموج، نوسان، حرکت موجى، زیروبم

۲

wafture

اهتزاز، تموج، باد بزن

۳

shimmer

سوسو زدن، روشن و خاموش شدن، روشنایى لرزان داشتن، داراى تصویر یا شکل لرزان و مرتعش بودن، تموج داشتن، موج زدن

۴

sinuosity

موج، شیار موجى، انحراف اخلاقى، حرکت موجى