فرهنگ آریان‌پور

تمکین‌ کردن

#۶۰٬۸۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

obey

اطاعت کردن، فرمانبردارى کردن، حرف شنوى کردن، موافقت کردن، تسلیم شدن

۲

defer

عقب انداختن، بتعویق انداختن، تاخیر کردن، تسلیم شدن، احترام گذاردن