فرهنگ آریان‌پور

تمسخر کردن

#۶۰٬۸۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

deride

تمسخر کردن، به کسى خندیدن، استهزاء کردن

۲

jest

لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن

۳

fleer

خنده نیشدار، استهزاء، تمسخر کردن

۴

scoff

تمسخر، طنز، طعنه، ریشخند، استهزاء، اهانت وارد آوردن، تمسخر کردن

۵

ridicule

استهزا، ریشخند، تمسخر کردن، دست انداختن

۶

sport

ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن