تمسخر
#۶۰٬۸۵۳
scoff
تمسخر، طنز، طعنه، ریشخند، استهزاء، اهانت وارد آوردن، تمسخر کردن
scorn
تمسخر، تحقیر، بى اعتنایى، حقارت، خوار شمردن، اهانت کردن، استهزاء کردن، خردانگارى، خرد انگاشتن
mock
ساختگى، تقلیدى، تقلید در آوردن، استهزاء کردن، دست انداختن، تمسخر
irony
طعنه، وارونه گویى، گوشه و کنایه و استهزاء، مسخره، پنهان سازى، تمسخر، سخریه، طنز
sneer
استهزاء، نیشخند، تمسخر، پوزخند، پوزخند زدن، با تمسخر بیان کردن
derision
استهزاء، تمسخر، مایه خنده و تمسخر
ridicule
استهزا، ریشخند، تمسخر کردن، دست انداختن
gibe
سخن طعنه آمیز گفتن، طنز گفتن، دست انداختن، باطعنه استهزاء کردن
jeer
طعنه، طنز، مسخره، ریشخند، استهزاء، طعنه زدن، سخن مسخره آمیز گفتن، هو کردن
smirk
پوزخند، لبخند مغرورانه زدن، پوزخند زدن
mockery
استهزاء، مسخره، زحمت بیهوده
sarcasm
زهر خنده، طعنه، ریشخند، سرزنش، سخن طعنه آمیز
wisecrack
حرف کنایه دار یا شوخى آمیز، حرف کنایه دار زدن
flippancy
سبکى، گستاخى، بى ملاحظگى، چرب زبانى