فرهنگ آریان‌پور

تمرین‌ کردن

#۶۰٬۸۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

practice

(practise =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن

۲

exercise

ورزش، تمرین، مشق، عمل کردن، استعمال کردن، تمرین دادن، به کار انداختن