فرهنگ آریانپور
تمرین دادن
#۶۰٬۸۱۷
exercise
ورزش، تمرین، مشق، عمل کردن، استعمال کردن، تمرین دادن، به کار انداختن
experience
آزمودگى، تجربه، تجربه کردن، تحمل کردن، آروین، ورزیدگى، کارآزمودگى، آزمایش، کشیدن، تمرین دادن
exercitation
(exercise =) ـ ورزش، تمرین، مشق، عمل کردن، استعمال کردن، تمرین دادن، به کار انداختن
drill
تمرین، مشق نظامى، مته زدن، مته، تعلیم دادن، تمرین کردن
train
قطار، دنباله، دم، آزار، رشته، سلسله، متلزمین، نظم، ترتیب، سلسله وقایع توالى، حیله جنگى، حیله، تله، فریب اغفال، تربیت کردن، پروردن، ورزیدن، فرهیختن، ورزش کردن، نشانه رفتن
rehearse
گفتن، تمرین کردن، تکرار کردن