فرهنگ آریان‌پور

تمرکز زدایی‌ کردن

#۶۰٬۷۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

decentralize

غیر متمرکز کردن، عدم تمرکز دادن، حکومت محلى دادن به