فرهنگ آریان‌پور

تمرد کردن

#۶۰٬۷۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

rebel

یاغى، سرکش، آدم افسار گسیخته، متمرد، یاغى گرى کردن، تمرد کردن، شوریدن، شورشى، طغیان گر

۲

defy

به مبارزه طلبیدن، تحریک جنگ کردن، شیر کردن

۳

mutiny

شورش، یاغى گرى، فتنه، طغیان، سر کشى، نا فرمانى، تمرد

۴

disobey

نافرمانى کردن، سرپیچى کردن، اطاعت نکردن، نقص کردن، شکستن