فرهنگ آریانپور
تمدد اعصاب کردن
#۶۰٬۷۶۱
unwind
(past: unwound ; past participle: unwound) ـ باز کردن، باز کردن از پیچ، کوک چیزى را باز کردن، بى کوک کردن
#۶۰٬۷۶۱
(past: unwound ; past participle: unwound) ـ باز کردن، باز کردن از پیچ، کوک چیزى را باز کردن، بى کوک کردن