فرهنگ آریان‌پور

تمام شده

#۶۰٬۶۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

thru

(through =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، بواسطه، سرتاسر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام

۲

defunct

از بین رفته، تمام شده، مرده، درگذشته

۳

extinct

معدوم، از بین رفته، منقرض، تمام شده، مرده، منسوخه، خاموش شده، نایاب

۴

through

(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر

۵

all over

در هر قسمت، به طور سراسرى، تمام شده

۶

rounded

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد round

۷

finished

به پایان رسانیدن، تمام کردن، رنگ و روغن زدن، تمام شدن، پرداخت رنگ و روغن، دست کارى تکمیلى، پایان، پرداخت کار closed book