فرهنگ آریانپور
تمام شده
#۶۰٬۶۲۵
thru
(through =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، بواسطه، سرتاسر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام
defunct
از بین رفته، تمام شده، مرده، درگذشته
extinct
معدوم، از بین رفته، منقرض، تمام شده، مرده، منسوخه، خاموش شده، نایاب
through
(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر
all over
در هر قسمت، به طور سراسرى، تمام شده
rounded
گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد round
finished
به پایان رسانیدن، تمام کردن، رنگ و روغن زدن، تمام شدن، پرداخت رنگ و روغن، دست کارى تکمیلى، پایان، پرداخت کار closed book