فرهنگ آریان‌پور

تماشا

#۶۰٬۵۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

spectacle

تماشا، منظره، نمایش، (در جمع) عینک

۲

sightseeing

تماشا، دیدن مناظر

۳

sight

بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن

۴

sight seeing

دیدار مناظر جالب (شهر و غیره)، تماشا