فرهنگ آریان‌پور

تلویزیونی

#۶۰٬۵۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

televisual

تلویزیونى

۲

video

تصویرى، تلویزیونى، تلویزیون

۳

broadcast

(past: broadcast ; past participle: broadcast) ـ پراکندن، داده پراکنى، منتشر کردن، اشاعه دادن، رساندن، پخش کردن (از رادیو)، سخن پراکنى