فرهنگ آریانپور
تلویحی
#۶۰٬۵۱۶
figurative
تلویحى، مجازى، تمثیلى، رمزى، کنایه اى، تصویرى
implicit
التزامى، مجازى، اشاره شده، مفهوم، تلویحا فهمانده شده، مطلق، بى شرط، تلویحى، ضمنى
tacit
ضمنى، ضمنا، مفهوم، مقدر، خاموش، به آرامى و سکوت
implied
ضمنى، ضمنا، مفهوم
oblique
مایل، مورب، اریب، غیر مستقیم، منحرف، حاده یا منفرجه
obliquity
انحراف اخلاقى، گمراهى، کجى
understood
مقدر، بدیهى unspoken