فرهنگ آریان‌پور

تلوتلو خوردن

#۶۰٬۵۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

swag

تاب خوردن تلوتلو خوردن، بنوسان درآوردن، تاب دادن، غارت، گودال، استخر، کوله پشتى

۲

lurch

چرخش ناگهانى کشتى به یک سو، کج شدن، فریب، خدعه، گوش بزنگى، آمادگى، شکست فاحش، نوسان، تلوتلو خوردن

۳

swale

سرزمین گود و مرطوب، تلوتلو خوردن

۴

dodder

(گیاه شناسى) کتان صحرایى، لرزیدن، تلوتلو خوردن

۵

swinge

سخت زدن، قایم زدن، زخم زبان زدن، تلوتلو خوردن، به دور چیزى چرخیدن، لنگر

۶

teeter

بالا و پایین رفتن، الله کلنگ بازى کردن، پس و پیش رفتن، تلوتلو خوردن

۷

wobble

(در چرخ) لنگ بودن، جنبیدن، تلوتلو خوردن، و ول خوردن، مردد بودن، مثل لرزانک تکان خوردن، لنگى چرخ، لق بودن

۸

shamble

(به صورت جمع) کشتارگاه، (مجازى) قتلگاه، تلوتلو خوردن، سلاخى کردن، کشتار کردن

۹

stumble

لغزیدن، سکندرى خوردن، سهو کردن، تلوتلو خوردن، لکنت داشتن، اتفاقا برخوردن به

۱۰

vacillate

دودل بودن، دل دل کردن، تردید داشتن، مردد بودن، نوسان کردن، جنبیدن، تلوتلو خوردن

۱۱

reel

حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن

۱۲

bumble

وزوز کردن، صداى زنبور کردن، اشتباه کارى کردن، سرهم بندى کردن

۱۳

falter

گیر کردن، لکنت زبان پیدا کردن، با شبهه و تردید سخن گفتن، تزلزل یا لغزش پیدا کردن

۱۴

totter

تردید کردن، پس و پیش رفتن، تلو تلو خوردن، متزلزل شدن

۱۵

stagger

گوزن (قرمز نر)، کره اسب، حیوان نر (به طور کلى)، جلسه یا مهمانى مردانه، کوتاه کردن، بریدن، جاسوسى کردن، پائیدن