فرهنگ آریان‌پور

تلو تلو خوردن

#۶۰٬۴۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

reel

حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن

۲

totter

تردید کردن، پس و پیش رفتن، تلو تلو خوردن، متزلزل شدن

۳

lurch

چرخش ناگهانى کشتى به یک سو، کج شدن، فریب، خدعه، گوش بزنگى، آمادگى، شکست فاحش، نوسان، تلوتلو خوردن