واژههای فارسی←تلو - تلو -فرهنگ آریانپورتلو - تلو -#۶۰٬۴۸۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱wambleاحساس تهوع کردن، چرخ خوردن، تلو تلو، دور چرخاندن، دور زدنواژههای نزدیک در الفباتلالوء و زرق و برق ذرات سنگ معدنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتلاوتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتلاوت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتلبیسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتلبیس - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتلبیس کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر