فرهنگ آریانپور
تلنگر
#۶۰٬۴۵۸
fillip
تلنگر، (مجازى) انگیزش، وسیله تحریک، چیز بیهوده، تلنگر زدن، (مجازى) تحریک کردن
flip
(زبان عامیانه) از خود بیخود شدن، تلنگر، ضربت سبک و ناگهانى، تلنگر زدن گستاخ، جسور، پر رو
flick
(movie =) ـ (معمولاً به صورت جمع) سینما، ضربت آهسته و سبک با شلاق، تکان ناگهانى، تلنگر، تکان دادن، بریدن، قطع کردن
tap
شیر آب، ضربت آهسته، ضربات آهسته و پیوسته زدن، شیر آب زدن به، از شیر آب جارى کردن، بهره بردارى کردن از، سوراخ چیزى را بند آوردن
touch
دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه