فرهنگ آریان‌پور

تلنگر

#۶۰٬۴۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

fillip

تلنگر، (مجازى) انگیزش، وسیله تحریک، چیز بیهوده، تلنگر زدن، (مجازى) تحریک کردن

۲

flip

(زبان عامیانه) از خود بیخود شدن، تلنگر، ضربت سبک و ناگهانى، تلنگر زدن گستاخ، جسور، پر رو

۳

flick

(movie =) ـ (معمولاً به صورت جمع) سینما، ضربت آهسته و سبک با شلاق، تکان ناگهانى، تلنگر، تکان دادن، بریدن، قطع کردن

۴

tap

شیر آب، ضربت آهسته، ضربات آهسته و پیوسته زدن، شیر آب زدن به، از شیر آب جارى کردن، بهره بردارى کردن از، سوراخ چیزى را بند آوردن

۵

touch

دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه