فرهنگ آریان‌پور

تلنبار کردن

#۶۰٬۴۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

heap

توده، کپه، کومه، پشته، انبوه، گروه، جمعیت، توده کردن، پر کردن

۲

pile

کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره

۳

mound

تپه، پشته، برآمدگى، خرپشته، ماهور، با خاک ریز محصور کردن، خاک ریز ساختن

۴

agglomerate

گرد کردن، جمع کردن، انباشتن، گرد آمدن، متراکم شدن، جوش آتشفشانى