فرهنگ آریانپور
تلنبار کردن
#۶۰٬۴۵۵
heap
توده، کپه، کومه، پشته، انبوه، گروه، جمعیت، توده کردن، پر کردن
pile
کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره
mound
تپه، پشته، برآمدگى، خرپشته، ماهور، با خاک ریز محصور کردن، خاک ریز ساختن
agglomerate
گرد کردن، جمع کردن، انباشتن، گرد آمدن، متراکم شدن، جوش آتشفشانى