فرهنگ آریان‌پور

تلمبار کردن

#۶۰٬۴۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

hoard

اندوخته، ذخیره، احتکار، ذخیره کردن (بیشتر با up)، احتکار کردن، انباشتن، گنج

۲

jumble

کیک کوچک شبیه حلقه، درهم آمیختگى، شلوغى، تکان تکان خوردن، سوارى کردن

۳

stockpile

انباشته، ذخیره، انباشته کردن، توده کردن