فرهنگ آریان‌پور

تلمبار شدن

#۶۰٬۴۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

jumble

کیک کوچک شبیه حلقه، درهم آمیختگى، شلوغى، تکان تکان خوردن، سوارى کردن

۲

stockpile

انباشته، ذخیره، انباشته کردن، توده کردن