فرهنگ آریان‌پور

تلقین‌ کردن

#۶۰٬۳۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

suggest

اشاره کردن بر، به فکر خطور دادن، اظهار کردن، پیشنهاد کردن، تلقین کردن

۲

inculcate

فرو کردن، جایگیر ساختن، تلقین کردن، پا گذاشتن، پایمال کردن

۳

indoctrinate

آموختن، تلقین کردن، آغشتن، اشباع کردن، تعالیم مذهبى یا حزبى را آموختن به

۴

drum

چلیک، طبل، دهل، ظرف استوانه شکل، طبل زدن، طبله

۵

persuade

وادار کردن، بر آن داشتن، ترغیب کردن

۶

impregnate

آبستن کردن، لقاح کردن، اشباع کردن

۷

inseminate

پاشیدن، کاشتن، افشاندن، تلقیح کردن، آبستن کردن، باردار کردن