فرهنگ آریانپور
تلقین کردن
#۶۰٬۳۸۹
suggest
اشاره کردن بر، به فکر خطور دادن، اظهار کردن، پیشنهاد کردن، تلقین کردن
inculcate
فرو کردن، جایگیر ساختن، تلقین کردن، پا گذاشتن، پایمال کردن
indoctrinate
آموختن، تلقین کردن، آغشتن، اشباع کردن، تعالیم مذهبى یا حزبى را آموختن به
drum
چلیک، طبل، دهل، ظرف استوانه شکل، طبل زدن، طبله
persuade
وادار کردن، بر آن داشتن، ترغیب کردن
impregnate
آبستن کردن، لقاح کردن، اشباع کردن
inseminate
پاشیدن، کاشتن، افشاندن، تلقیح کردن، آبستن کردن، باردار کردن