فرهنگ آریان‌پور

تلقیح کردن

#۶۰٬۳۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

inoculate

تلقیح کردن، مایه کوبى کردن، آغشتن

۲

inseminate

پاشیدن، کاشتن، افشاندن، تلقیح کردن، آبستن کردن، باردار کردن