فرهنگ آریانپور
تلفن زدن
#۶۰٬۳۱۴
phone
(پسوند) صوت، آوا، صدا، تلفن، تلفن زدن، تلفن کردن
telephone
دورگو، تلفن، تلفن زدن، تلفن کردن
call
فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس