فرهنگ آریان‌پور

تلف کردن - وقت -

#۶۰٬۲۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

idle

بیکار، تنبل، بیهوده، بیخود، بى اساس، بى پر و پا، وقت گذراندن، وقت تلف کردن، تنبل شدن، عاطل

۲

snail

(جانور شناسى) حلزون، لیسک، نرم تن صدف دار، به شکل مارپیچ جلو رفتن، وقت تلف کردن، انسان یا حیوان تنبل و کندرو

۳

frivol

کار بیهوده کردن، وقت تلف کردن، به هدر دادن