فرهنگ آریانپور
تلف کردن
#۶۰٬۲۴۵
lose
(past: lost ; past participle: lost) ـ گم کردن، مفقود کردن، تلف کردن، از دست دادن، زیان کردن، منقضى شدن، باختن (در قمار و غیره)، شکست خوردن
waste
هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف
fritter
کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند، خاگینه گوشت دار، پاره، خرده، خرد کردن، قطعه قطعه کردن، تلف کردن، هدر کردن
kill
کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن
consume
مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن
dissipate
پراکندگى کردن، از هم پاشیدن، اسراف کردن