فرهنگ آریان‌پور

تلف‌ کردن

#۶۰٬۲۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

lose

(past: lost ; past participle: lost) ـ گم کردن، مفقود کردن، تلف کردن، از دست دادن، زیان کردن، منقضى شدن، باختن (در قمار و غیره)، شکست خوردن

۲

waste

هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف

۳

fritter

کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند، خاگینه گوشت دار، پاره، خرده، خرد کردن، قطعه قطعه کردن، تلف کردن، هدر کردن

۴

kill

کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن

۵

consume

مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن

۶

dissipate

پراکندگى کردن، از هم پاشیدن، اسراف کردن