فرهنگ آریان‌پور

تلخیص‌ کردن

#۶۰٬۲۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

digest

گواریدن، هضم کردن، هضم شدن، خلاصه کردن و شدن، خلاصه

۲

abridge

کوتاه کردن، مختصر کردن

۳

abstract

چکیده کردن، ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه کردن، جدا کردن، تجزیه کردن، جوهر گرفتن از، عارى از کیفیات واقعى (در مورد هنرهاى ظریف) نمودن خلاصه، مجرد، انتزاعى، چکیده، مجمل، خلاصه ى کتاب، مطلق، خیالى، غیرعملى، بى مسمى، خشک، معنوى، صریح، زبده، (اسم) معنى