فرهنگ آریان‌پور

تلخی کردن - اوقات -

#۶۰٬۲۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

huff

رنجیدن، قهر کردن، اوقات تلخى کردن، ترساندن، آماس کردن، تغیر، عصبانیت، غضب

۲

scold

آدم بد دهان، زن غرولندو، سرزنش کردن، بدحرفى کردن، اوقات تلخى کردن (به)، چوبکارى کردن