فرهنگ آریان‌پور

تلخ - اوقات -

#۶۰٬۲۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

glum

افسرده، کدر، رنجیده، ملول، اوقات تلخ

۲

angry

اوقات تلخ، رنجیده، خشمناک، دردناک، قرمز شده، ورم کرده، دژم، برآشفته

۳

stuffy

خفه، دلتنگ کننده، اوقات تلخ، مغرور، محافظه کار، بد اخم، لجوج

۴

indignant

اوقات تلخ، متغیر، رنجیده، خشمگین، آزرده