فرهنگ آریانپور
تلخ
#۶۰٬۱۹۶
bitter
تلخ، تند، تیز، (مجازى) جگرسوز، طعنه آمیز
bitterly
تلخ، تند، تیز، (مجازى) جگرسوز، طعنه آمیز bitter
sec
خط قاطع، دوم، ثانوى، خشک، (در مورد شراب) تلخ
virulent
زهر آگین، سم دار، تلخ، تند، کینه جو، بدخیم
acrid
دبش، گس، تند، سوزاننده، (مجازى) زننده، تند خو
caustic
(مجازى) نیشدار، تند، تیز، هجو آمیز، سوزش آور
acridly
دبش، گس، تند، سوزاننده، (مجازى) زننده، تند خو
cynical
بدگمان نسبت به درستى و نیکوکارى بشر، غرغرو، عیبجو، کلبى
vinegary
(vinegarish =) ـ سرکه اى، ترش، ترشرو سخن یا نگارش
scathing
صدمه، خسارت، زیان، صدمه زدن، رنجه دادن، سبب خسارت شدن سخن و نوشته
vitriolic
(vitriol =) ـ نمک جوهر گوگرد، زاج، توتیا، سخن تند، جوهر گوگرد (اسیدسولفوریک) زدن به، تند و سوزنده سخن یا حمله و غیره