فرهنگ آریان‌پور

از بند رها کردن

#۶٬۰۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

unbind

(past: unbound ; past participle: unbound) ـ از بند رها کردن، شل کردن

۲

unbridle

لجام گسیخته، بى مهار، مهار در رفته، ول کردن، لجام گسیخته کردن، از بند رها کردن