فرهنگ آریان‌پور

تلافی

#۶۰٬۱۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

retaliation

تلافى، عمل متقابل

۲

greet

(lament، weep =) ـ گریه، داد، فریاد، سلام، درود، برخورد، تلافى، درود گفتن، تبریک گفتن، تاسف، تاثر

۳

repay

(past: repaid ; past participle: repaid) ـ پس دادن، بر گرداندن، تلافى، پس دادن به

۴

amends

جبران، تلافى

۵

marque

انتقال، تلافى، مارک، علامت مخصوص، مدل مخصوص (اتومبیل و غیره) ـ

۶

retort

برگرداندن، پس دادن، جواب متقابل دادن، جواب متقابل، تلافى

۷

reprisal

جبران، تلافى، انتقام، تلافى کردن

۸

incidence

وقوع، برخورد، تلاقى، شیوع مرض، انتشار (مرض)، تلافى، تصادف، تعلق واقعى مالیات، مشمولیت

۹

restitution

اعاده، بازگردانى، جبران، تلافى، ارتجاع

۱۰

compensation

جبران، تلافى، پاداش، غرامت، تاوان، جبران کردن، خنثى کردن

۱۱

answer

پاسخ دادن، جواب دادن، از عهده برآمدن، ضمانت کردن، دفاع کردن (از)، جوابگو شدن، به کار آمدن، به کار رفتن، به درد خوردن، مطابق بودن (با)، جواب احتیاج را دادن جواب، دفاع، پاسخ payoff

۱۲

return

بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده return tit for tat

۱۳

repayment

غرامت، پرداخت مجدد

۱۴

reciprocation

عمل متقابل

۱۵

quid pro quo

(لاتین) درعوض، به جاى، عوض، جبران، تعویض