تلافی
#۶۰٬۱۴۸
retaliation
تلافى، عمل متقابل
greet
(lament، weep =) ـ گریه، داد، فریاد، سلام، درود، برخورد، تلافى، درود گفتن، تبریک گفتن، تاسف، تاثر
repay
(past: repaid ; past participle: repaid) ـ پس دادن، بر گرداندن، تلافى، پس دادن به
amends
جبران، تلافى
marque
انتقال، تلافى، مارک، علامت مخصوص، مدل مخصوص (اتومبیل و غیره) ـ
retort
برگرداندن، پس دادن، جواب متقابل دادن، جواب متقابل، تلافى
reprisal
جبران، تلافى، انتقام، تلافى کردن
incidence
وقوع، برخورد، تلاقى، شیوع مرض، انتشار (مرض)، تلافى، تصادف، تعلق واقعى مالیات، مشمولیت
restitution
اعاده، بازگردانى، جبران، تلافى، ارتجاع
compensation
جبران، تلافى، پاداش، غرامت، تاوان، جبران کردن، خنثى کردن
answer
پاسخ دادن، جواب دادن، از عهده برآمدن، ضمانت کردن، دفاع کردن (از)، جوابگو شدن، به کار آمدن، به کار رفتن، به درد خوردن، مطابق بودن (با)، جواب احتیاج را دادن جواب، دفاع، پاسخ payoff
return
بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده return tit for tat
repayment
غرامت، پرداخت مجدد
reciprocation
عمل متقابل
quid pro quo
(لاتین) درعوض، به جاى، عوض، جبران، تعویض