واژههای فارسی←تکان دادن چیزی که یک سرش به جایی وصل استفرهنگ آریانپورتکان دادن چیزی که یک سرش به جایی وصل است#۵۹٬۷۰۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱wagجنباندن، تکان دادن، تکان خوردن، جنبیدن، تکانواژههای نزدیک در الفباتک یاختهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتک یاخته اغازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتک یاخته اغازی - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتک یاخته ایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتک یاخته شناسیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتکابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر