فرهنگ آریانپور
تکان خوردن
#۵۹٬۶۸۱
wag
جنباندن، تکان دادن، تکان خوردن، جنبیدن، تکان
jolt
تکان دادن، دست انداز داشتن، تکان خوردن، تکان، تلق تلق، ضربت، یکه
scud
حرکت تند و سریع، حرکت سریع ابر، تند راه رفتن، سبک رفتن، تکان خوردن
shog
(در گویش، انگلیسى) تکان خوردن، تکان دادن
hotch
(اسکاتلند) لولیدن، بى قرارى کردن، تکان خوردن، (حقوق) سرجمع کردن دارایى
quake
لرزیدن، تکان خوردن، لرزش داشتن، بهیجان آمدن، مرتعش شدن، لرزش، لرزه
jounce
بشدت بالا و پایین پریدن، تکان دادن، تکان خوردن، دست انداز داشتن (جاده)
sniggle
مارماهى صد کردن (با قلاب مخصوص)، لولیدن، تکان خوردن، مارماهى گرفتن
vibrate
ارتعاش داشتن، جنبیدن، نوسان کردن، لرزیدن، تکان خوردن