فرهنگ آریان‌پور

تکان خوردن

#۵۹٬۶۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

wag

جنباندن، تکان دادن، تکان خوردن، جنبیدن، تکان

۲

jolt

تکان دادن، دست انداز داشتن، تکان خوردن، تکان، تلق تلق، ضربت، یکه

۳

scud

حرکت تند و سریع، حرکت سریع ابر، تند راه رفتن، سبک رفتن، تکان خوردن

۴

shog

(در گویش، انگلیسى) تکان خوردن، تکان دادن

۵

hotch

(اسکاتلند) لولیدن، بى قرارى کردن، تکان خوردن، (حقوق) سرجمع کردن دارایى

۶

quake

لرزیدن، تکان خوردن، لرزش داشتن، بهیجان آمدن، مرتعش شدن، لرزش، لرزه

۷

jounce

بشدت بالا و پایین پریدن، تکان دادن، تکان خوردن، دست انداز داشتن (جاده)

۸

sniggle

مارماهى صد کردن (با قلاب مخصوص)، لولیدن، تکان خوردن، مارماهى گرفتن

۹

vibrate

ارتعاش داشتن، جنبیدن، نوسان کردن، لرزیدن، تکان خوردن