فرهنگ آریانپور
تکان خوردن
#۵۹٬۶۸۰
jolt
تکان دادن، دست انداز داشتن، تکان خوردن، تکان، تلق تلق، ضربت، یکه judder
flap
ضربه، صداى چلپ، آویخته و شل، برگه یا قسمت آویخته، زبانه کفش، بال و پر زدن مرغ به هم زدن، پرزدن، درى ورى گفتن
wave
موج، خیزاب، فر موى سر، دست تکان دادن، موجى بودن، موج زدن، جنباندن
budge
تکان جزیى خوردن، تکان دادن، جم خوردن
shift
تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن
waggle
حرکت کردن، (مثل قرقره) پیچاندن، جنباندن
quicken
زنده کردن، جان دادن به، روح بخشیدن، تسریع شدن، تخمیر کردن، زنده شدن