فرهنگ آریان‌پور

تکان‌ خوردن

#۵۹٬۶۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

jolt

تکان دادن، دست انداز داشتن، تکان خوردن، تکان، تلق تلق، ضربت، یکه judder

۲

flap

ضربه، صداى چلپ، آویخته و شل، برگه یا قسمت آویخته، زبانه کفش، بال و پر زدن مرغ به هم زدن، پرزدن، درى ورى گفتن

۳

wave

موج، خیزاب، فر موى سر، دست تکان دادن، موجى بودن، موج زدن، جنباندن

۴

budge

تکان جزیى خوردن، تکان دادن، جم خوردن

۵

shift

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن

۶

waggle

حرکت کردن، (مثل قرقره) پیچاندن، جنباندن

۷

quicken

زنده کردن، جان دادن به، روح بخشیدن، تسریع شدن، تخمیر کردن، زنده شدن