فرهنگ آریانپور
تکان تکان خوردن
#۵۹٬۶۷۰
joggle
بند، بریدگى آجر و امثال آن براى جلوگیرى از لغزش، تیزى یا شکاف آجر و چوب و غیره، بند زدن، میخ زدن، به هم جفت کردن دو چیز، تکان تکان خوردن، متصل کردن
jumble
کیک کوچک شبیه حلقه، درهم آمیختگى، شلوغى، تکان تکان خوردن، سوارى کردن
shimmy
(shimmey =) ـ (چرخ وسیله نقلیه) تاب داشتن، لرزش داشتن، تکان تکان خوردن (اتومبیل)
shimmey
(shimmy =) ـ (چرخ وسیله نقلیه) تاب داشتن، لرزش داشتن، تکان تکان خوردن (اتومبیل)