تک
#۵۹٬۴۸۴
solitaire
تک بازى، نگین تکى، بازى یک نفره (ورق)، منفرد، تک
one
یک، تک، واحد، شخص، آدم، کسى، شخصى، یک واحد، یگانه، منحصر، عین همان، یکى، یکى از همان، متحد، عدد یک، یک عدد، شماره یک
lone
تنها، تک، دلتنگ، مجرد، بیوه، یکه، مجزا و منفرد
solo
(sing.solo) ـ تک نوازان، تنها خوانان
monad
یکه، واحد، ذره بسیط که نیروى ترکیبى یک هیدروژن است، اتم، تک، جوهر الهى
attack
آفند، تک، تکش، تاخت، حمله کردن بر، مبادرت کردن به، تاخت کردن، با گفتار و نوشتجات بدیگرى حمله کردن، حمله، تاخت و تاز، یورش، اصابت یا نزول ناخوشى
azygos
فرد، طاق، تک، بى جفت
single
واحد، منفرد، تک، فرد، تنها، یک نفرى، مجرد، (معمولاً با out) جدا کردن، برگزیدن، انتخاب کردن، انفرادى
azygous
فرد، طاق، تک، بى جفت
singular
تکین، منفرد، مفرد، تک، فرد، فرید، فوق العاده، خارق العاده، غریب، (دستور زبان) واژه مفرد، صیغه مفرد، غرابت، شگفتى، یکتایى، منحصر بفردى
segregate
جدا، سوا، تک، جدا سازى، تفکیک، جدا کردن، تبعیض نژادى قائل شدن
individual
شخص، فرد، تک، منحصر بفرد، متعلق به فرد
particular
ویژه، خاص، سختگیر، مخصوص، بخصوص، مخمص، دقیق، نکته بین، خصوصیات، تک، منحصر بفرد
odd
به طور غریب
tick
تیک تیک، چوبخط، سخت ترین مرحله، علامت، نشانى که در رسیدگى و تطبیق ارقام به کار مى رود، خطنشان گذاردن، خط کشیدن، چوبخط زدن، نسیه بردن، انواع ساس و کنه و غریب گز و غیره
isolated
مجزا کردن، سوا کردن، در قرنطینه نگاه داشتن، تنها گذاردن، منفرد کردن، عایق دار کردن