فرهنگ آریان‌پور

تک

#۵۹٬۴۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

solitaire

تک بازى، نگین تکى، بازى یک نفره (ورق)، منفرد، تک

۲

one

یک، تک، واحد، شخص، آدم، کسى، شخصى، یک واحد، یگانه، منحصر، عین همان، یکى، یکى از همان، متحد، عدد یک، یک عدد، شماره یک

۳

lone

تنها، تک، دلتنگ، مجرد، بیوه، یکه، مجزا و منفرد

۴

solo

(sing.solo) ـ تک نوازان، تنها خوانان

۵

monad

یکه، واحد، ذره بسیط که نیروى ترکیبى یک هیدروژن است، اتم، تک، جوهر الهى

۶

attack

آفند، تک، تکش، تاخت، حمله کردن بر، مبادرت کردن به، تاخت کردن، با گفتار و نوشتجات بدیگرى حمله کردن، حمله، تاخت و تاز، یورش، اصابت یا نزول ناخوشى

۷

azygos

فرد، طاق، تک، بى جفت

۸

single

واحد، منفرد، تک، فرد، تنها، یک نفرى، مجرد، (معمولاً با out) جدا کردن، برگزیدن، انتخاب کردن، انفرادى

۹

azygous

فرد، طاق، تک، بى جفت

۱۰

singular

تکین، منفرد، مفرد، تک، فرد، فرید، فوق العاده، خارق العاده، غریب، (دستور زبان) واژه مفرد، صیغه مفرد، غرابت، شگفتى، یکتایى، منحصر بفردى

۱۱

segregate

جدا، سوا، تک، جدا سازى، تفکیک، جدا کردن، تبعیض نژادى قائل شدن

۱۲

individual

شخص، فرد، تک، منحصر بفرد، متعلق به فرد

۱۳

particular

ویژه، خاص، سختگیر، مخصوص، بخصوص، مخمص، دقیق، نکته بین، خصوصیات، تک، منحصر بفرد

۱۴

odd

به طور غریب

۱۵

tick

تیک تیک، چوبخط، سخت ترین مرحله، علامت، نشانى که در رسیدگى و تطبیق ارقام به کار مى رود، خطنشان گذاردن، خط کشیدن، چوبخط زدن، نسیه بردن، انواع ساس و کنه و غریب گز و غیره

۱۶

isolated

مجزا کردن، سوا کردن، در قرنطینه نگاه داشتن، تنها گذاردن، منفرد کردن، عایق دار کردن