فرهنگ آریان‌پور

تقویم کردن

#۵۹٬۴۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

assess

تشخیص دادن، تعیین کردن، بستن، مالیات بستن بر، خراج گذاردن بر، جریمه کردن، ارزیابى، تقویم کردن

۲

apprise

(apprize =) ـ (حقوق) برآورد کردن، تقویم کردن، قیمت کردن، مطلع کردن، آگاهى دادن

۳

appraise

ارزیابى کردن، تقویم کردن، تخمین زدن

۴

evaluate

ارزیابى کردن، تقویم کردن، قیمت کردن، سنجیدن، شماره یا عدد، چیزى را معین کردن