فرهنگ آریان‌پور

تقویم‌ کردن

#۵۹٬۴۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

assess

تشخیص دادن، تعیین کردن، بستن، مالیات بستن بر، خراج گذاردن بر، جریمه کردن، ارزیابى، تقویم کردن values

۲

appraise

ارزیابى کردن، تقویم کردن، تخمین زدن