فرهنگ آریان‌پور

تقویت‌ کردن

#۵۹٬۴۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

amplify

تقویت کردن، وسعت دادن، بزرگ کردن، مفصل کردن، مفصل گفتن یا نوشتن، (برق) افزودن، بالا بردن، بزرگ شدن، تقویت کردن (صدا)

۲

relay

بازپخش، باز پخش کردن، دستگاه تقویت نیروى برق یا رادیو و تلگراف و غیره، ایستگاه تقویت، مسابقه دو امدادى، تقویت کردن، رله، امدادى

۳

bolster

بالش، متکا، تیرى که به طور عمودى زیرپایه گذارده شود، با بالش نگهداشتن، پشتى کردن، تکیه دادن، تقویت کردن

۴

fortify

داراى استحکامات کردن، تقویت کردن، نیرومند کردن

۵

fatten

فربه کردن، چاق کردن، پروارى کردن، حاصل خیز کردن، کود دادن

۶

strengthen

نیرومند کردن، قوى کردن، تقویت دادن، تقویت یافتن، تحکیم کردن