فرهنگ آریان‌پور

تقویت کردن

#۵۹٬۴۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

amplify

تقویت کردن، وسعت دادن، بزرگ کردن، مفصل کردن، مفصل گفتن یا نوشتن، (برق) افزودن، بالا بردن، بزرگ شدن، تقویت کردن (صدا)

۲

reinforce

تقویت کردن، محکم کردن، مدد کردن

۳

undergird

تقویت کردن، بست زدن به

۴

beef

گوشت گاو، پروارى کردن و ذبح کردن، شکوه و شکایت کردن، تقویت کردن

۵

fort

سنگر، برج و بارو، حصار، قلعه، دژ، سنگربندى کردن، تقویت کردن، قوى

۶

edify

تهذیب کردن، اخلاق آموختن، تقدیس کردن، تقویت کردن

۷

rally

صف آرایى کردن، دوباره جمع آورى کردن، دوباره به کار انداختن، نیروى تازه دادن به، گرد آمدن، سرو صورت تازه گرفتن، پشتیبانى کردن، تقویت کردن، بالا بردن قیمت

۸

relay

بازپخش، باز پخش کردن، دستگاه تقویت نیروى برق یا رادیو و تلگراف و غیره، ایستگاه تقویت، مسابقه دو امدادى، تقویت کردن، رله، امدادى

۹

uphold

(past: upheld ; past participle: upheld) ـ حمایت کردن از، تقویت کردن، تایید کردن

۱۰

augment

تکمیل کردن، افزودن، زیاد کردن، علاوه کردن، زیاد شدن، تقویت کردن

۱۱

bolster

بالش، متکا، تیرى که به طور عمودى زیرپایه گذارده شود، با بالش نگهداشتن، پشتى کردن، تکیه دادن، تقویت کردن

۱۲

fortify

داراى استحکامات کردن، تقویت کردن، نیرومند کردن

۱۳

sustain

نگهداشتن، متحمل شدن، تحمل کردن، تقویت کردن، حمایت کردن از

۱۴

encourage

تشویق کردن، دلگرم کردن، تشجیح کردن، تقویت کردن، پیش بردن، پروردن

۱۵

corroborate

تائید کردن، تقویت کردن، اثبات کردن