فرهنگ آریانپور
تقویت
#۵۹٬۴۳۲
invigoration
تقویت
reinforcement
تقویت، مدد
abet
برانگیختن، جرات دادن، تربیت کردن، تشویق (به عمل بد) کردن، (حقوق) معاونت کردن (در جرم)، تشویق، تقویت، ترغیب (به کار بد)
fuel
سوخت، غذا، اغذیه، تقویت، سوخت گیرى کردن، سوخت دادن (به)، تحریک کردن، تجدید نیرو کردن
auxesis
(زیست شناسى) رشد توام با عدم تقسیم یاخته، تفصیل، بسط، تقویت، افزایش، مبالغه
revival
احیا، تجدید، تمدید، استقرار مجدد، تقویت
support
پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن
nutrition
تغذیه، تقویت، قوت گیرى، قوت، خوراک، غذا
furtherance
پیشرفت، تهیه وسایل، پیش بردن، کمک، تقویت
alimentation
تغذیه، تقویت، غذا
amplification
بسط، توسعه، افزایش، تقویت
consolidation
تحکیم، تثبیت، تقویت، ترکیب، اتحاد، قوام
fortification
استحکام (استحکامات)، سنگر بندى، بارو، تقویت
enrichment
غنى سازى، پرمایه کردن، پرمایگى، غنا
enforcement
اجراء، انجام