فرهنگ آریانپور
تقلیل دادن
#۵۹٬۴۱۳
cut back
تقلیل دادن، بریدن، تقلیل
cut
(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف
lessen
کمتر کردن، کمتر شدن، تقلیل یافتن، تخفیف یافتن، تقلیل دادن، کاستن، کاهش دادن
reduce
کم کردن، کاستن (از)، تنزل دادن، فتح کردن، استحاله کردن، مطیع کردن، تقلیل دادن، کاستن، ساده کردن
scrimp
قلیل، اندک، ناچیز، نحیف، تقلیل دادن، امساک کردن، خست کردن
weaken
سست کردن، ضعیف کردن، سست شدن، ضعیف شدن، کم نیرو شدن، کم کردن، تقلیل دادن
attenuate
رقیق کردن، نازک کردن، لاغر کردن، سبک کردن، تقلیل دادن، دقیق شدن، نازک، رقیق، ضعیف شدن
cut down
خرد کردن، خلاصه کردن، تقلیل دادن
whittle
چاقو، ساطور، تراشیدن، بریدن، پیوسته کم کردن، با چاقو تیز کردن و تراشیدن