فرهنگ آریان‌پور

تقلیل دادن

#۵۹٬۴۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

cut back

تقلیل دادن، بریدن، تقلیل

۲

cut

(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف

۳

lessen

کمتر کردن، کمتر شدن، تقلیل یافتن، تخفیف یافتن، تقلیل دادن، کاستن، کاهش دادن

۴

reduce

کم کردن، کاستن (از)، تنزل دادن، فتح کردن، استحاله کردن، مطیع کردن، تقلیل دادن، کاستن، ساده کردن

۵

scrimp

قلیل، اندک، ناچیز، نحیف، تقلیل دادن، امساک کردن، خست کردن

۶

weaken

سست کردن، ضعیف کردن، سست شدن، ضعیف شدن، کم نیرو شدن، کم کردن، تقلیل دادن

۷

attenuate

رقیق کردن، نازک کردن، لاغر کردن، سبک کردن، تقلیل دادن، دقیق شدن، نازک، رقیق، ضعیف شدن

۸

cut down

خرد کردن، خلاصه کردن، تقلیل دادن

۹

whittle

چاقو، ساطور، تراشیدن، بریدن، پیوسته کم کردن، با چاقو تیز کردن و تراشیدن