تقلید کردن
#۵۹٬۳۹۱
mimic
تقلید کردن، مسخرگى کردن، دست انداختن تقلیدى
emulate
تقلید کردن، هم چشمى کردن با، رقابت کردن با، برابرى جستن با، پهلو زدن
assume
فرض کردن، پنداشتن، گرفتن، به خود گرفتن، به خود بستن، وانمود کردن، تظاهر کردن، تقلید کردن، بعهده گرفتن، تقبل کردن، انگاشتن
imitate
نواى کسى را در آوردن، تقلید کردن، پیروى کردن، کپیه کردن
pattern
الگو، نقش، انگاره، طرح، صفات و خصوصیات فردى، خصوصیات، به عنوان نمونه یا سرمشق به کار رفتن، نظیربودن، همتا بودن، تقلید کردن، نقشه یا طرح ساختن، به عنوان الگو به کار بردن
simulate
صورى، وانمود کردن، به خود بستن، مانند بودن، تقلید کردن، شباهت داشتن به، شبیه سازى کردن، تشبیه کردن
copy
رونوشت، نسخه، نسخه بردارى، جلد، کپیه کردن، رونویسى کردن
echo
طنین، پژواک، انعکاس صدا، طنین صدا، توف، خنیدن
follow
پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت