فرهنگ آریان‌پور

تقلا

#۵۹٬۳۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

nisus

تقلا، اراده، تمایل، میل

۲

effort

تقلا، تلاش، کوشش، سعى

۳

tussle

تقلا، مسابقه جسمانى، کشمکش، مجادله، نزاع کردن، بحث کردن، تقلا کردن

۴

tug

به زحمت کشیدن، با زور کشیدن، تقلا کردن، کوشیدن، کشش، کوشش، زحمت، تقلا، یدک کش

۵

bout

کشمکش، تقلا، یک دور مسابقه یا بازى

۶

muss

درهم و بر هم یا کثیف کردن، تلاش، تقلا، کوشش، به هم خوردگى، درهم و برهمى

۷

slog

ضربت سخت، سیلى، کوشش سخت، تقلا، ضربت سخت زدن، پرتاب کردن، تقلا کردن

۸

agony

درد، رنج، تقلا، سکرات مرگ، جانکندن

۹

bustle

شلوغى، هایهو، جنبش، تقلا، کوشش، شلوغ کردن، تقلا یا کشمکش کردن

۱۰

strain

کشش، زور، فشار، کوشش، درد سخت، تقلا، در رفتگى یا ضرب عضو یا استخوان، آسیب، رگه، صفت موروثى، خصوصیت نژادى، نژاد، اصل، زودبکار بردن، زور زدن، سفت کشیدن، کش دادن، زیاد کشیدن، پیچ دادن، کج کردن، پالودن، صاف کردن، کوشش زیاد کردن، خسته کردن

۱۱

stress

فشار، تقلا، قوت، اهمیت، تاکید، مضیقه، سختى، پریشان کردن، مالیات زیاد بستن، تاکید کردن

۱۲

strife

ستیزه، نزاع، دعوا، سعى بلیغ، تقلا، کشاکش

۱۳

wrestle

کشتى گرفتن، گلاویز شدن، دست به گریبان شدن، سر و کله زدن، تقلا کردن، کشتى، کشمکش، تقلا

۱۴

exertion

ثقل، اعمال زور، تقلا

۱۵

scrabble

دست مالى کردن، خط خط کردن، سرسرى چیز نوشتن، دست مالى، تقلا

۱۶

scramble

با دست و پا بالا رفتن، تقلا کردن، به زحمت جلو رفتن، تلاش، تقلا، کوشش، (تخم مرغ) املت درست کردن

۱۷

battle

رزم، پیکار، جدال، مبارزه، ستیز، جنگ، نبرد، نزاع، زد و خورد، جنگ کردن واژه هاى شامل