تقلا
#۵۹٬۳۴۷
nisus
تقلا، اراده، تمایل، میل
effort
تقلا، تلاش، کوشش، سعى
tussle
تقلا، مسابقه جسمانى، کشمکش، مجادله، نزاع کردن، بحث کردن، تقلا کردن
tug
به زحمت کشیدن، با زور کشیدن، تقلا کردن، کوشیدن، کشش، کوشش، زحمت، تقلا، یدک کش
bout
کشمکش، تقلا، یک دور مسابقه یا بازى
muss
درهم و بر هم یا کثیف کردن، تلاش، تقلا، کوشش، به هم خوردگى، درهم و برهمى
slog
ضربت سخت، سیلى، کوشش سخت، تقلا، ضربت سخت زدن، پرتاب کردن، تقلا کردن
agony
درد، رنج، تقلا، سکرات مرگ، جانکندن
bustle
شلوغى، هایهو، جنبش، تقلا، کوشش، شلوغ کردن، تقلا یا کشمکش کردن
strain
کشش، زور، فشار، کوشش، درد سخت، تقلا، در رفتگى یا ضرب عضو یا استخوان، آسیب، رگه، صفت موروثى، خصوصیت نژادى، نژاد، اصل، زودبکار بردن، زور زدن، سفت کشیدن، کش دادن، زیاد کشیدن، پیچ دادن، کج کردن، پالودن، صاف کردن، کوشش زیاد کردن، خسته کردن
stress
فشار، تقلا، قوت، اهمیت، تاکید، مضیقه، سختى، پریشان کردن، مالیات زیاد بستن، تاکید کردن
strife
ستیزه، نزاع، دعوا، سعى بلیغ، تقلا، کشاکش
wrestle
کشتى گرفتن، گلاویز شدن، دست به گریبان شدن، سر و کله زدن، تقلا کردن، کشتى، کشمکش، تقلا
exertion
ثقل، اعمال زور، تقلا
scrabble
دست مالى کردن، خط خط کردن، سرسرى چیز نوشتن، دست مالى، تقلا
scramble
با دست و پا بالا رفتن، تقلا کردن، به زحمت جلو رفتن، تلاش، تقلا، کوشش، (تخم مرغ) املت درست کردن
battle
رزم، پیکار، جدال، مبارزه، ستیز، جنگ، نبرد، نزاع، زد و خورد، جنگ کردن واژه هاى شامل