فرهنگ آریانپور
تقسیم کردن
#۵۹٬۲۸۹
divide
تقسیم کردن، پخش کردن، جدا کردن، آب پخشان، قسمت کردن، بخش کردن
parcel
جزیى از یک کل، بخش، قسمت، گره، دسته، بسته، امانت پستى، به قطعات تقسیم کردن، توزیع کردن، بسته بندى کردن، دربسته گذاشتن
part
چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه
allot
تخصیص دادن، معین کردن، سهم دادن
slice
برش، قاش، تکه، باریکه، باریک، گوه، سهم، قسمت، تیغه گوشت برى، قاش کردن، بریدن، قاچ، قاچ کردن
spread
(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن
allocate
اختصاص دادن، معین کردن، تخصیص دادن
dispense
توزیع کردن، معاف کردن، بخشیدن، باطل کردن dispense dissever
partition
جزء بندى کردن، افراز، تیغه، دیواره، وسیله یا اسباب تفکیک، حد فاصل، آپارتمان، تقسیم به بخش هاى جزء کردن، تفکیک کردن، جدا کردن