فرهنگ آریان‌پور

تقسیم

#۵۹٬۲۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

division

تقسیم، بخش، قسمت، دسته بندى، طبقه بندى، (علوم نظامى) لشکر، (مجازى) اختلاف، تفرقه

۲

scissor

برش، بریدگى، چاک، قطع، تقسیم، تفرقه، پراکندگى، اختلاف

۳

cleavage

رخ، عمل شکافتن، ورقه ورقه شدگى، شکافتگى، تقسیم

۴

allotment

پخش، تقسیم، تخصیص، سرنوشت، تقدیر، سهم، جیره، تسهیم

۵

partition

جزء بندى کردن، افراز، تیغه، دیواره، وسیله یا اسباب تفکیک، حد فاصل، آپارتمان، تقسیم به بخش هاى جزء کردن، تفکیک کردن، جدا کردن

۶

repartition

توزیع، تقسیم، توزیع مجدد، وابسته به تقسیمات

۷

dispensation

پخش، توزیع، تقسیم، اعطا، تقدیر، وضع احکام دینى در هر دوره و عصر، عدم شمول

۸

admeasurement

(admensuration =) ـ تعیین اندازه، تقسیم، تخصیص

۹

admensuration

(admeasurement =) ـ تعیین اندازه، تقسیم، تخصیص

۱۰

apportionment

(حقوق) تسهیم، تقسیم، تقسیم پولى بین اشخاص ذى نفع

۱۱

dealing

(past: dealt ; past participle: dealt) ـ مقدار، اندازه، قدر، حد، معامله کردن، سر و کار داشتن با، توزیع کردن deal