فرهنگ آریان‌پور

تقریبی

#۵۹٬۲۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

proximate

نزدیک، پیوسته، بى فاصله، مستقیم، تقریبى

۲

rough

زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن

۳

virtual

واقعى، معنوى، موجود بالقوه، تقدیرى، مجازى

۴

approximate

تقریبا