فرهنگ آریانپور
تقدیس کردن
#۵۹٬۱۸۴
sancify
تقدیس کردن، براى امر مقدسى تخصیص دادن، تطهیر کردن، پاک کردن، مقدس شمردن
sanctify
تقدیس کردن، تطهیر کردن، (ازگناه) پاک کردن، تخصیص دادن، تصدیق کردن
sain
(در گویش، معنى مجازى) تقدیس کردن، علامت صلیب روى بدن یا سینه کشیدن، برکت دادن
bless
(past: blessed, blest ; past participle: blessed, blest) ـ تقدیس کردن، برکت دادن، دعا کردن، مبارک خواندن، با علامت صلیب کسى را برکت دادن
edify
تهذیب کردن، اخلاق آموختن، تقدیس کردن، تقویت کردن
hallow
مقدس کردن، تقدیس کردن
enshrine
در زیارتگاه گذاشتن، تقدیس کردن، ضریح ساختن (مج) مقدس و گرامى داشتن
celebrate
جشن گرفتن، عید گرفتن، آئین (جشن یاعیدى را) نگاه داشتن، تقدیس کردن، تجلیل کردن
sacrament
رسم دینى، آئین دینى، تقدیس کردن، نشانه، سوگند
consecrate
وقف شده، ویژه کردن، تخصیص دادن، تقدیس کردن