فرهنگ آریانپور
تقدیس کردن
#۵۹٬۱۸۳
sanctify
تقدیس کردن، تطهیر کردن، (ازگناه) پاک کردن، تخصیص دادن، تصدیق کردن
bless
(past: blessed, blest ; past participle: blessed, blest) ـ تقدیس کردن، برکت دادن، دعا کردن، مبارک خواندن، با علامت صلیب کسى را برکت دادن
hallow
مقدس کردن، تقدیس کردن
enshrine
در زیارتگاه گذاشتن، تقدیس کردن، ضریح ساختن (مج) مقدس و گرامى داشتن
revere
حرمت کردن، احترام گذارندن، حرمت، احترام
reverence
حرمت، احترام، تکریم، احترام گذاردن