تقدیر
#۵۹٬۱۶۶
foredoom
تقدیر، محکومیت قبلى، از پیش مقدر یا محکوم کردن
predetermination
تقدیر، مقدر ساى، ازلى
fate
سرنوشت، تقدیر، قضا و قدر، نصیبب و قسمت، مقدر شدن، به سرنوشت شوم دچار کردن
thank
تشکر، سپاس، سپاسگزارى، اظهار تشکر، تقدیر، سپاسگزارى کردن، تشکر کردن الهیات
destiny
سرنوشت، آبشخور، تقدیر، نصیب و قسمت
citation
ذکر، نقل قول، (حقوق) احضار، احضار به بازپرسى، (علوم نظامى) تقدیر از خدمات، تقدیر رسمى foreordination
allotment
پخش، تقسیم، تخصیص، سرنوشت، تقدیر، سهم، جیره، تسهیم
ordinance
فرمان، امر، حکم، مشیت، تقدیر، آئین
destination
مقصد، سرنوشت، تقدیر
appreciation
قدردانى، تقدیر، درک قدر یا ب هاى چیزى
commendation
ستایش، توصیه، سفارش، تقدیر
dispensation
پخش، توزیع، تقسیم، اعطا، تقدیر، وضع احکام دینى در هر دوره و عصر، عدم شمول
predestination
سرنوشت، تقدیر، جبر و تفویض، فلسفه جبرى
fortune
بحث و اقبال، طالع، خوش بختى، شانس، مال، دارایى، ثروت، اتفاق افتادن، مقدر کردن واژه هاى شامل
approbation
تصویب، قبولى، موافقت، پسند